تبلیغات
جوکستان - ضرب المثل های حرف الف ( آ )

منوی اصلی

صفحه نخست
ایمیل به مدیر
حمایت از ما
سرگرمی
نظرسنجی های قبلی
كل بازدید ها : تعداد نظرات: :

ارتباط مستقیم

موضوعات

 

تابلوی گفتمان

جستجو

Google


در كل اینترنت
در جکستان

tr>


    ضرب المثل های حرف الف ( آ ) 

آب در كوزه و ما تشنه لبان میگردیم !

 آب را گل آلود میكنه كه ماهی بگیره !

 آب زیر پوستش افتاده !

 آب كه یه جا بمونه، میگنده .

 آخر شاه منشی، كاه كشی است !

 آدم با كسی كه علی گفت، عمر نمیگه !

 آدم بد حساب، دوبار میده !

 آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره !

 آدم خوش معامله، شریك مال مردمه !

 آدم دست پاچه، كار را دوبار میكنه !

 آدم زنده، زندگی میخواد !

 آدم گدا، اینهمه ادا ؟!

 آدم گرسنه، خواب نان سنگك می بینه !

 آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !

 آرد خودمونو بیختیم، الك مونو آویختیم !

 آرزو بر جوانان عیب نیست !

 آستین نو پلو بخور !

 آسوده كسی كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره !

 آسه برو آسه بیا كه گربه شاخت نزنه !

 آش نخورده و دهن سوخته !

 آشپز كه دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمك !

 آفتابه خرج لحیمه !

 آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !

 آفتابه و لولهنگ هر دو یك كار میكنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !

 آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را كور كرد !

 آمدم ثواب كنم، كباب شدم !

 آن ممه را لولو برد !

 آنانكه غنی ترند، محتاج ترند !

 آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .

 آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟!

 آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه !

 آنقدر سمن هست، كه یاسمن توش گمه !

 آنقدر مار خورده تا افعی شده !

 آنوقت كه جیك جیك مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟

 آواز دهل شنیده از دور خوشه !

 ارزان خری، انبان خری !

 از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم !

 از اون نترس كه های و هوی داره، از اون بترس كه سر به تو داره !

 از اونجا مونده، از اینجا رونده !

 از این امامزاده كسی معجز نمی بینه !

 از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !

 از این ستون بآن ستون فرجه !

 از این گوش میگیره، از آن گوش در میكنه !

 از بی كفنی زنده ایم !

 از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانكه غنی ترند محتاج ترند !

 از تو حركت، از خدا بركت .

 از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !

 از خر افتاده، خرما پیدا كرده !

 از خر میپرسی چهارشنبه كیه ؟!

 از خرس موئی، غنیمته !

 از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده !

 از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !

 از دست پس میزنه، با پا پیش میكشه !

 از دور دل و میبره، از جلو زهره رو !

 از سه چیز باید حذر كرد، دیوار شكسته، سگ درنده، زن سلیطه !

 از شما عباسی، از ما رقاصی !

 از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! (( گر دایره كوزه ز گوهر سازند ))

 از كیسه خلیفه می بخشه !

 از گدا چه یك نان بگیرند و چه بدهند !

 از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !

 از ماست كه بر ماست !

 از مال پس است و از جان عاصی !

 از مردی تا نامردی یك قدم است !

 از من بدر، به جوال كاه !

 از نخورده بگیر، بده به خورده !

 از نو كیسه قرض مكن، قرض كردی خرج نكن !

 از هر چه بدم اومد، سرم اومد !

 از هول هلیم افتاد توی دیگ !

 از یك گل بهار نمیشه !

 اسب پیشكشی رو، دندوناشو نمیشمرند !

 اسب تركمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !

 اسب دونده جو خود را زیاد میكنه !

 اسب را گم كرده، پی نعلش میگرده !

 اسب و خر را كه یكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !

 اسباب خونه به صاحبخونه میره !

 استخری كه آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چكار ؟!

 اصل كار برو روست، كچلی زیر موست !

 اكبر ندهد، خدای اكبر بدهد !

 اگر برای من آب نداره، برای تو كه نان داره !

 اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !

 اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !

 اگر دانی كه نان دادن ثواب است --- تو خود میخور كه بغدادت خرابست !

 اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میكرد !

 اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !

 اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !

 اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !

 اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !

 اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !

 اگه دعای بچه ها اثر داشت، یك معلم زنده نمی موند !

 اگه زاغی كنی، روقی كنی، میخورمت !

 اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون كنگر فروشی !

 اگه علی ساربونه، میدونه شترو كجا بخوابونه !

 اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .

 اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره !

 اگه لر ببازار نره بازار میگنده !

 اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشكن !

 اگه مهمون یكی باشه، صاحبخونه براش گاو می كشه !

 اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !

 اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !

 اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، یكساعته شوهر میده !

 اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر !

 امان از خانه داری، یكی میخری دو تا نداری !

 امان ازدوغ لیلی ، ماستش كم بود آبش خیلی !

 انگور خوب، نصیب شغال میشه !

 اوسا علم ! این یكی رو بكش قلم !

 اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد !

 اول بچش، بعد بگو بی نمكه !

 اول برادریتو ثابت كن، بعد ادعای ارث و میراث كن !

 اول بقالی و ماست ترش فروشی !

 اول پیاله و بد مستی !

 اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !

 ای آقای كمر باریك، كوچه روشن كن و خانه تاریك !

 این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست !

 این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه !

 این قافله تا به حشر لنگه !

 این هفت صنار غیر از اون چارده شی است !

 اینجا كاشون نیست كه كپه با فعله باشه !

 اینكه برای من آوردی، ببر برای خاله ات !

 اینو كه زائیدی بزرگ كن !

 اینهمه چریدی دنبه ات كو ؟!

 اینهمه خر هست و ما پیاده میریم

آ ب که به گلو رسید بچه زیر پا است.

آب از آب تکان نمی خورد!

آب از او گرم نمی شود!

آب از دستش نمی چکد!

آب از سر چشمه ِگل است!

آب پاکی را روی دستش ریخت!

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم!

آب را گل آلود می کنه که ماهی بگیره!

آب زیر پوستش افتاده!

آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع – چه یک نی چه صدنی!

آب که سر بالا رفت، قورباغه ابو عطا می خونه!

آب که یه جا بمونه، می گنده.

آب نمی بیند ورنه شناگر قابلیست!

آب، سنگها را می ساید.

آبکش به کفگیر می گه تو سه تا سوراخ داری!

آتش که الو گرفت، خشک و تر می سوزد!

آتش نشاندن و اخگر گذاشتن کار خردمندان نیست.

آخر شاه منشی، کاه کشی است!

آخر شوخی به دعوا می کشد.

آدم پول را پیدا می کند، نه پول آدم را.

آدم تنبل، عقل چهل وزیر را دارد!

آدم خوش معامله، شریک مال مردم است!

آدم دروغگو کم حافظه است.

آدم دست پاچه، کار را دوبار انجام می دهد!

آدم زنده، زندگی می خواهد!

آدم گدا، این همه ادا ؟!

آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه!

آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش می زنه!

آدم همه کاره هیچ کاره است.

آدمی را به ادب بشناسند.

آرد خودمان را بیختیم، الکِمان را آویختیم!

آرزو بر جوانان عیب نیست!

آرزومند پیوسته نیازمند بود.

آز ریشه گناه است.

آزموده را آزمودن خطاست!

آستین نو بخور پلو!

آسوده کسی که خر ندارد از کاه و جویَش خبر ندارد!

آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه!

آشِ نخورده و دهن سوخته!

آش همان آش است و کاسه همان کاسه!

آشپز که دو تا شد، آش یا شور است یا بی نمک!

آشپز که دو تا شود، دیگ یا شور گردد ، یا بی نمک.

آفتابه خرج لحیمه!

آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی!

آمدم ثواب کنم، کباب شدم!

آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟!

آن را که سخاوت است حاجت به شجاعت نیست.

آن زنده که کاری نکند مرده به است.

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.

آن کس که با های می آید با هوی می رود.

آن کس که تن سالمی دارد، گنجی دارد که خودش نمی داند.

آن وقت که جیک جیک مستونت بود، یاد زمستونت نبود؟!

آن یکی می گفت اشتر را که هی                   از کجا می آیی ای فرخنده پی

آنان که غنی ترند، محتاج ترند!

آنچه دلم خواست نه آن شد،  آنچه خدا خواست همان شد.

آنقدر بایست، تاعلف زیر پایت سبز بشود!

آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گم است!

آنقدر مار خورده تا افعی شده!

آنکه دلیر است پیروز است.

آواز دهل شنیدن از دور خوشست!

آینه چون نقش تو بنمود راست                     خود شکن، آیینه شکستن خطاست

آینه داری در محله کوران؟!

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند           تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.

اجاره نشین خوش نشین است.

ادب مرد به ز دولت اوست.

ارزان خری، انبان خری!

از آن نترس که های و هوی دارد، از آن بترس که سر به توی دارد!

از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم!

از اونجا مونده، از اینجا رونده!

از این ستون تا آن ستون فرج است!

از این گوش می گیره، از آن گوش در می کنه!

از بی کفنی زنده ایم!

از پس هر گریه آخر خنده ایست.

از تنگی چشم پیل معلومم شد                        آنان که غنی ترند محتاج ترند!

از تنگی چشم پیل معلومم شد آنان که غنی ترند محتاج ترند!

از چشم دور و از دل دورتر.

از چشمه سوزن تو میره از دروازه تو نمی ره

از حرارتش خیری ندیدیم، اما از دودش کور شدیم.

از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است!

از خرس، مویی غنیمت است!

از خود کش و بیگا نه پر ور.

از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هایت بدهد!

از دست خویش ما ندی ، از خدا ی خویش ما ندی.

از دور دل را می برد، از جلو زهره را!

از کاه کوه نساز.

از کوزه همان برون تراود که در اوست          گر دایره کوزه ز گوهر سازند

از کیسه خلیفه می بخشد!

از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند!

از گیر دزد در آمد، گیر رمال افتاد!

از ماست که بر ماست!

از مال پس است و از جان عاصی!

از مردی تا نامردی یک قدم است!

از مکا فا ت عمل غا فل مبا ش  گندم زگندم روید و جو زجو.

از من بدر، به جوال کاه!

از نخورده بگیر، بده به خورده!

از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن!

از هر چه بدم آمد، سرم آمد!

ازتو حرکت، ازخدا برکت.

اسب ترکمنی است، هم از توبره می خوره هم از آخور!

اسبِ دونده، جو خود را زیاد می کند!

اسب را گم کرده، پی نعلش می گردد!

اسب و خر را که یک جا ببندند، اگر همبو نشوند همخو می شوند!

اسباب خونه به صاحب خونه می ره!

استخری که آب ندارد، این همه قورباغه می خواهد چکار؟!

اگر باباش را ندیده بود، ادعای پادشاهی می کرد!

اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وقتی!

اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره!

اگر بگوید ماست سفید است، من می گویم سیاه است!

اگر بیل زنی، باغچه خود را بیل بزن!

اگر پیش خردمندان خامشی ادبست                به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی

اگر حسود نباشد دنیا گلستان است.

اگر خوراک آسیا را نرسانی، سنگها همدیگر را می سایند.

اگر دانی که نان دادن ثواب است تو خود می خور که بغدادت خرابست!

اگر دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند!

اگر دعوت گرگ را قبول کردی، سگ را هم همراه خود ببر.

اگر زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی!

اگر عسل نمی دهی باری نیش مزن.

اگر عقل نباشد ، جان در عذاب است.

اگر علی ساربونه، می دونه شتر را کجا بخوابونه!

اگر قرار باشد  کسی از دل بگرید،  چشما نش اگر کور هم باشد ، می تواند اشکش برآید.

اگر لالائی بلدی، چرا خوابت نمی بره!

اگر مهمان یک نفر باشد، صاحبخانه برایش گاو می کشد!

اگر نخوردیم نان گندم، دیدیم دست مردم!

اگر هست مرد از هنر بهره ور                     هنر خود بگوید، نه صاحب هنر

اگر همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار (زمین و) بمیر!

امان از خانه داری، یکی می خری دو تا نداری!

امروز توانی و ندانی، فردا که بدانی نتوانی.

امیدواری یعنی پیروزی.

اندک اندک خیلی شود؛ قطره قطره سیلی.

اندک دان بسیار گوست.

انگور خوب، نصیب شغال می شود!

اوسا علم! این یکی رو بکش قلم!

اول   ِبچش، بعد بگو بی نمک است!

اول اندیشه، وانگهی گفتار.

اول ِبچش، بعد بگو بی نمک است!

اول برادریِت را ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن!

اول، بقالی و ماست ترش فروشی!

اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد!

اولاد، بادام است؛ اولادِ اولاد، مغز بادام!

این ریسمان را اززیر این پشته بکش

اینقدر مار خورده تا افعی شده

این  دغل دوستان که می بینی                     مگسـاننـد دور شـیرینـی (سعدی)

این تو بمیری، ازآن تو بمیری ها نیست!

این قافله تا به حشر لنگ است!

این هفت صنار غیر از اون چارده شاهی است!

گفت: از حمام گرم  کوی تو                           گفت: خود پیداست از زانوی تو


نظرات شما []

اندیشه

نظر سنجی

علت انتخاب پوشش های نامناسب توسط برخی افراد؟





نظرسنجی های قبلی

پیوندها

این وبلاگ آماده تبادل لینک
با تمام وبلاگ ها میباشد

صفحات

تبلیغات


مطالب قبلی

صداهای دوران کودکی
مجموعه ای از ۵۰ SMS زیبا برای تبریک سال نو
مکمل دین
دماغ عمل نکردش خوبه!
ای کاش کودک بودم
محاکمه مردمی
ضرب المثل های«ب»
ضرب المثل های حرف الف ( آ )
SMS ضدحال
SMS حرف حساب
اس ام اس های باحال
نامه یك پسر عرب به معشوقه ایرانی
SMS خارجی
SMS ضدحال(قسمت دوم)
دانشجو در ملل مختلف

 
 

Copyright © 2007 All Rights Reserved by Jokesta.tk